عذرخواهی از تمام مراجعین وبلاگ نیمه تعطیل
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٢  

با سلام و تقدیم احترام

مدت زیادی است خودم هم به وبلاگ خودم سر نزدم از دوستانی که تشریف آوردند و چیز قابلی نبود معذرت میخوام . با توجه به مشغله زیاد کاری فعلا در سایت زیر فعال هستم.

اگر دوستان امری داشتند تشریف بیاورند در خدمت هستیم

www.dr-zali.ir


 
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢۳  

يك روز زندگي در شهر الكترونيك
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱٠/٥  

عصر يك روز تابستان است و شما در حال عزيمت از منزل به محل كارتان هستيد. حدود يك ساعت است كه از منزل خارج شده‌ايد ولي خيابان‌هاي شلوغ شهر، مسير خانه تا محل كار را چند برابر كرده است با صرف يك ساعت براي انجام عمليات بانكي، دو ساعت معطل شدن در ترافيك، يك ساعت جست‌وجو براي خريد كفش دل‌خواه‌تان و مقداري معطلي براي پرداخت قبض‌هاي آب و برق روز، پر مشغله‌اي را پيش روي خواهيد داشت. با يك محاسبه سرانگشتي خواهيد ديد كه بخش عظيمي از اوقات روزانه خود را صرف كارهاي تكراري، غيرضروري مي‌كنيد. با اين اوصاف اين سوال پيش مي‌آيد كه آيا واقعا براي زندگي در يك شهر بزرگ حتماً بايد بخش زيادي از وقت خود را صرف كارهاي تكراري كنيد؟ و بخش ديگري از آن را در صفوف اماكن عمومي و يا خيابان‌هاي شهر تلف كنيد؟ آيا راه بهتري براي استفاده بهينه از زمان وجود ندارد؟ آيا نمي‌توان در شهرهاي بزرگ بدون دغدغه روزمره به راحتي زندگي كرد؟ بد نيست قبل از اين‌كه به سوالات پاسخ دهيد سري به شهر الكترونيك بزنيد، شهري كه به ظاهر با شهرهاي سنتي ما متفاوت است. شايد پاسخ سوالات خود را در آن جا بيابيد.

صبح زماني كه از خواب برمي‌خيزيد، گزارش كاملي را از وضعيت سيستم‌هاي امنيتي، تسهيلات و وسايل منزل‌تان از منشي الكترونيكي منزل‌تان دريافت خواهيد كرد. قبل از دوش گرفتن مي‌توانيد از طريق اينترنت به شبكه راديويي دل‌خواه‌تان دسترسي داشته‌ باشيد و اخبار روزانه را بشنويد. هنگام ترك منزل بد نيست كه به سيستم خريد خانه سري بزنيد . البته اين سيستم به‌طور خودكار موجودي مايحتاج منزل را كنترل مي‌كند و در مواقع كمبود سفارش‌هاي لازم را ارسال ‌مي‌كند. پس از خريد ملزومات، قيمت آن‌ها به طور خودكار از كارت اعتباري شما كسر خواهد شد.

وقتي اتومبيل‌تان را روشن مي‌كنيد به‌طور اتوماتيك آخرين وضعيت رفت و آمد در خيابان‌ها و ترافيك شهر را دريافت مي‌كنيد و بهترين مسير براي رسيدن به محل كار براي شما برنامه‌ريزي مي‌شود. هنگام رانندگي منشي الكترونيك شما، پيغام‌ها، قرارهاي ملاقات و كارهاي روزمره‌تان را بررسي كرده و فعاليت‌هاي شما را برنامه‌ريزي مي‌كند.

وقتي در شهر الكترونيك رانندگي مي‌كنيد به ندرت به ترافيك‌هاي سنگين برمي‌خوريد. يك سيستم هوشمند كنترل ترافيك، رفت و آمدهاي شهري را طوري تنظيم مي‌كند كه شما كم‌ترين زمان‌هاي انتظار را پشت چراغ قرمز داشته باشيد. اتومبيل‌ها نيز به يك سيستم كنترل هوشمند مجهز هستند به طوري كه حداقل تخلفات شهري را شاهد خواهيد بود. تصادفات در شهر الكترونيك حداقل خواهد بود. زماني كه در يك شهر الكترونيك تصادفي رخ مي‌دهد اتومبيل به‌طور هوشمند يك پيغام به مركز اتفاقات شهري ارسال مي‌كند. يك سيستم موقعيت‌ياب جغرافيايي تصوير دقيق و مشخصات محل تصادف را مشخص مي‌كند. مشخصات تصادف به همراه تصاوير محل تصادفات به اداره پليس و اورژانس ارسال مي‌شود و فوراً اقدامات لازم براي رسيدگي به تصادف و ارسال مجروحين به بيمارستان صورت مي‌گيرد. وقتي كه آمبولانس‌ در حال عزيمت به محل تصادف است به‌طور خودكار پيغام‌هايي را به چراغ‌هاي راهنماي مسير ارسال مي‌كند تا با تنظيم آنها كمترين توقفات ممكن را در طول مسير حركت به سمت بيمارستان نيز وضعيت بيمار به بيمارستان مخابره مي‌شود تا امكانات و تجهيزات لازم براي مداواي او قبل از رسيدن به بيمارستان فراهم شود.

هنگام ورود به شركت سيستم هوشمند ورود و خروج شركت، اطلاعات شما را كنترل و ساعت حضورتان را ثبت مي‌كند. كارتابل الكترونيكي شما تمامي نامه‌هاي الكترونيكي‌تان را براي بررسي آماده مي‌كند. نامه‌هايي كه به زبان‌هاي ديگر نوشته شده‌اند به زبان فارسي ترجمه مي‌گردد. ممكن است شما روز پركاري داشته‌ باشيد، چند قرار ملاقات و جلسه تمامي ساعات كاري شما را پر كند. ولي شما براي شركت در اين جلسه‌ها اصلاً محل كار خود را ترك نمي‌كنيد. سيستم كنفرانس تصويري محل كار، حضور شما ار در تمامي جلسات ممكن خواهد ساخت. تمامي صورتجلسات نيز به صورت اتوماتيك و تصويري ضيط و نگه‌داري خواهد شد.

در زمان استراحت بين كار، نماينده هوشمند خريد شما، لباس مورد نظرتان را بر اساس سليقه و خواست‌تان جست‌وجو مي‌كند و پيشنهادهاي مناسب را براي انتخاب به شما ارايه مي‌كند. براي بررسي وضعيت درسي فرزندتان مي‌توانيد از طريق سايت مدرسه مجازي عملكرد تحصيلي او را بررسي كنيد و يا با معلمان او ارتباط برقرار كنيد. منشي الكترونيكي شما طبق برنامه‌اي كه پيش از اين برايش مشخص كرده‌ايد مقدمات سفر آينده شما را فراهم كرده است. در اين حال مي‌توانيد كادوي تولد دوست‌تان را سفارش دهيد.

قبل از جلسه با نمايندگي يكي از شركت‌هاي تجاري، مي‌توانيد اطلاعات مفيدي در مورد شركت مورد نظر، حيطه عملكردش، وضعيت بازار و زمينه فعاليت شركت به‌دست آوريد. اگر به شبكه پشتيبان تصميم‌گيري شركت دسترسي داشته باشيد احتمالاً گزارش‌هاي آماري و اطلاعات مفيد و مناسب ديگري نيز در اين زمينه به‌دست خواهيد آورد.

زماني كه كارهاي روزمره‌تان به پايان رسيد، سيستم هوشمند جست‌وجوي شما، اعلام مي‌كند كه تعدادي مقاله و اطلاعات جديد در ارتباط با موضوعات مورد علاقه شما يافته است. اين سيستم اطلاعات جديد را به طور اتوماتيك به كتابخانه ديجيتال‌تان اضافه مي‌كند.

اگر در زمان بازگشت به منزل بخواهيد در پمپ بنزين سوخت‌گيري كنيد، سيستم موقعيت‌ياب هوشمند اتومبيل‌تان نزديك‌ترين پمپ بنزين را به شما پيشنهاد مي‌كند. پس از سوخت‌گيري نيز مي‌توانيد با كارت اعتباري، هزينه بنزين را بپردازيد. احتمالا اتومبيل شما به سيستمي مجهز است كه طبق روند مصرف‌تان موجودي بنزين را بررسي كرده و زمان‌هاي سوخت‌گيري با برنامه‌ريزي مي‌كند.

وقتي كه به منزل مي‌رسيد، همه چيز مرتب است. سيستم‌هاي تهويه هوشمند هواي خانه را به نحو مطلوبي تنظيم كرده‌اند. تسهيلات و وسايل منزل همه طبق برنامه كار مي‌كنند. شما يك روز پركار را در شهر الكترونيك را در شهر الكترونيك پشت سر گذارده‌ايد. كارهاي مختلفي انجام داده‌ايد ولي به ندرت درگير كارهاي تكراري شده‌ايد. شما مي‌توانيد اوقاتي زيادي را كه در شهرهاي سنتي در خيابان‌هاي شلوغ و يا در صف بانك صرف مي‌كرديد، مشغول مطالعه، استراحت و تفريح شويد و يا به موضوعات مورد علاقه خود بپردازيد.

منبع : SYSTEMGROUP.NET


دستاوردهای مهم علمی جهان در سال ۲۰۰۶
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱٠/٥  

مجله «ساينس» فهرست 10 تحول و دستاورد برجسته علمي و تحقيقاتي جهان در سال 2006 را منتشر کرد.

به گزارش مهر، بر اساس اين فهرست حل مساله رياضي پيچيده The Poincare Conjecture به وسيله يک رياضيدان روس مهمترين دستاورد علمي جهان در سال 2006 لقب گرفت.

مرتب کردن بيش از يک ميليون DNA هسته اي متعلق به يک انسان ناندرتال، دستاورد علمي بزرگ ديگر جهان در سالي بود که در روزهاي پاياني آن قرار داريم.

همچنين کشف اين موضوع که آب شدن يخ‌هاي قطب شمال و جنوب با سرعتي فرارتر از انتظار در حال انجام است، پيشرفت مهم ديگري در حوزه علوم بوده است.

کشف ماهي 375 ميليون ساله! اين کشف مهم شکاف بزرگ تکاملي ميان آبزيان و حيوانانت خشکي را پر کرد.

پوشش نامرئي کننده هم دستاورد ديگر جامعه علمي و فناوري جهان در سال 2006 لقب گرفته است. اين پوشش مي‌تواند اشياء را نامرئي کند.

در سال 2006 دانشمندان متوجه شدند بيماري يا اختلال بزرگ Macular که در بينايي فرد موجب شکل گيري تدريجي خال مي‌شود در يک سوم افراد بيمار به سن آنها مربوط مي‌شود.

همچنين درک ارتقا يافته اي از رشد گونه‌هاي مختلف جانوري از ديگر پيشرفتهاي ياد شده بوده است. اين بررسي بر روي مگس ميوه و پروانه‌ها صورت گرفت.

دانشمندان در سال 2006 به تکنينک جديدي براي بررسي و مشاهده دقيق تر ساختارهاي سلولي و پروتئين‌ها نيز دست يافتند.

مغز انسان و ثبت خاطرات در حافظه ديگر موضوع برجسته علمي جهان در سال 2006 بوده است. در اين سال دانشمندان به يافته‌هاي جديدي از چگونگي ثبت خاطرات و رويدادهاي جديد در مغز دست يافتند.

کشف کلاس جديدي از مولکول‌هاي RNA نيز از مهمترين تحولات علمي و فناوري جهان در سالي بوده که رو به پايان است.


نگاه مدبرانه به مقوله برنامه ريزي
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٥/٤/٢٠  

در تاريخ علم و انديشه ، متفكران زيادي سعي كرده اند با ارائه مدلها ، روشها و تئوريهاي مختلف نسبت به هدايت امر توسعه در محيط هاي حغرافيايي مختلف اقدام كنند و آگاهانه يا نا آگاهانه مورد استفاده كشورها قرار گرفته و اثراتي نيز به جا گذاشته است .

سابقه نيم قرن برنامه ريزي در ايران مطمئنا انباشت دانش برنامه ريزي را در بدنه كارشناسي  به دنبال داشته است ولي به دليل عدم اتكا سيستم برنامه ريزي كشور به تفكر بومي و دانش ملي متاسفانه تاكنون برنامه ريزي موفقي تجربه نشده است .

به نظر مي رسد ضروري باشد در حال حاضر قبل از هرگونه برنامه ريزي آسيب شناسي جامعي از سيستم برنامه ريزي و تفكرات و سازمان حاكم بر آن صورت گيرد و با تحليل نقاط ضعف و قوت به ارائه سيستم برنامه ريزي  مبتني  بر شرايط بومي اقدام گردد .

متاسفانه نظام برنامه ريزي ما سليقه اي و متكي به فرد يا گروه خاص است . در اين نظام با توجه به وجود برداشت هاي متفاوت از فرايند توسعه  ، نوع خاصي از برنامه ريزي مد نظر قرار مي گيرد كه عمدتا  جهت نشان دادن كارايي نظام حاكم در مدت زمان كوتاه است . در اين نوع نگرش به برنامه ريزي بازدهي بسيار سريع و بردن سياستها به سمت اقدامات اجرايي كوتاه مدت هدف اصلي برنامه ريزي است .

از طرفي ديگر متاسفانه در بسياري از موارد برنامه ريزي با چانه زني و نفوذ در لايه هاي قدرت قابل انعطاف است . همين عامل هم نقش تاثير گذار در ميزان توسعه مناطق داشته است به عبارت ديگر درجه توسعه يك منطقه رابطه مستقيمي با ميزان نفوذ چهره هاي قدرتمند منطقه در لايه هاي سياسي و اقتصادي منطقه دارد .

در كشورهايي مثل آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي چارچوبهاي كلي برنامه ريزي ، تويعه و سياستهاي  مرتبط با آن در مقاطع زماني 50 تا 100 ساله طراحي مي شود و برنامه ريزي ميان مدت و بلندمدت نيز در آن چارچوب تدوين مي شود و تغيير نظام دليلي بر تغيير روش برنامه ريزي نيست .

در حال حاضر نگاه ما به برنامه ريزي نگاه  عالمانه اي است ولي دوام اين نگاه به دوام تيم مديريتي حاكم بر اين موضوع منوط است . مادامي كه فرهنگ توسعه خواهي عمومي – نه متعصبانه محلي – بر مردم و مديران حاكم نگردد انتظار تعادل منطقه اي در توسعه را نبايد داشته باشيم .

توسعه زير بناي فرهنگي مي طلبد توسعه نيازمند زمينه هاي مساعد سياسي است توسعه متكي بر اقتصاد پويا و درون زا ست و توسعه نيازمند برنامه ريزي عالمانه ، همه جانبه و مبتني بر شرايط بومي است

قبل از اينكه به فكر توسعه باشيم به فكر ابزارهاي طي مسير توسعه كه برنامه ريزي صحيح است باشيم


جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي كشور
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٥/۳/٢۱  

  

چكيده

آمايش سرزمين در واقع شامل اقدامات ساماندهي و نظام‌بخشي به فضاي طبيعي، اجتماعي و اقتصادي در سطوح ملي و منطقه‌اي است كه براساس تدوين اصلي‌ترين جهت‌گيريهاي توسعه بلندمدت كشور در قالب تلفيق برنامه‌ريزيهايي از بالا و پايين و با تكيه بر قابليت‌ها، توانمنديها و محدوديتهاي منطقه‌اي در يك برنامه‌ريزي هماهنگ و بلندمدت صورت مي‌گيرد اين رويكرد زمينه تعامل ميان سه عنصر انسان، فضا و فعاليت و ارائه چيدمان منطقي فعاليت‌ها در عرصه سرزمين را فراهم مي‌كند. در نظام برنامه‌ريزي ايران آمايش سرزمين و سابقه تهيه و تدوين آن به سالهاي قبل از انقلاب برمي‌گردد كه نشان‌دهنده جايگاه و اهميت آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي كشور است. بنا به ضرورتهاي فضايي كشور مرحله جديد مطالعات آمايش در كشور از سال 76 شروع و در حال حاضر در مرحله تهيه و تدوين نهايي مي‌باشد. اين مطالعات بعنوان سند بالادست اسناد توسعه كشور، الگوي تهيه و تدوين برنامه‌هاي توسعه 5 ساله و ساير برنامه‌هاي توسعه كشور خواهد بود و در كنار ساير برنامه‌ريزيهاي اقتصادي مي‌تواند پاسخگوي بسياري از مشكلات و كمبودهاي جامعه باشد. قانون نيز دولت را مكلف كرده به منظور توزيع متناسب جمعيت و فعاليتها در پهنه سرزمين با هدف استفاده كارآمداز قابليت‌هاي كشور، سند ملي آمايش را تهيه و به مرحله اجرا در آورد. نظام برنامه‌ريزي كشور با توجه به بيش از نيم قرن قدمت آن تحولات گوناگوني را تجربه كرده است. به بيان ديگر در هر برهه از زمان با توجه به انتظارات و نيازهاي نظام اجرايي و برنامه‌ريزي كشور، ساختار و محتوايي متناسب با آن را جستجو كرده است. اين روند به ظهور رويكردهاي بديل در بدنه برنامه‌ريزي كشور انجاميده است كه بعضاً به طور همزمان در كنار يكديگر توسعه يافته‌اند. تعدد جريان‌هاي متعارف برنامه‌ريزي در كشور و ايراداتي كه به هريك از آنها به شكل منفرد وارد شده است و نيز مشكلاتي كه در هماهنگي اين جريانها وجود دارد، ضرورت اتكا به يك شيوه برنامه‌ريزي جامع مبتني بر آمايش سرزمين در توسعه كشور را اجتناب‌ناپذير ساخته است.

در اين مقاله سعي شده ضمن اشاره كلي به سابقه آمايش سرزمين در كشور و ضرورت انجام مطالعات آمايش، جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي كشور مورد بحث قرار گرفته و فرايندهاي منطقي برنامه‌ريزي در ارتباط با سطوح مختلف جغرافيايي تحليل شود.

كلمات كليدي: آمايش سرزمين، برنامه‌ريزي ، برنامه‌ريزي منطقه‌اي


 

مقدمه

ايران با سابقه نزديك به 50 سال برنامه‌ريزي تا كنون دو بار تهيه برنامه‌هاي بلندمدت آمايشي را تجربه كرده است تجربه اول مربوط به مطالعات ستيران بود كه در دهه 50 بصورت تفصيلي تهيه و تدوين شده و با وقوع انقلاب اسلامي ايران مسكوت ماند و تجربه دوم مربوط به سال 61 بود كه به عنوان اولين طرح آمايش جمهوري اسلامي ايران به دليل برخورد به جنگ و افزايش مسائل ومشكلات اقتصادي كشور به مرحله اجرا نرسيد. تفكر برنامه‌ريزي بلندمدت آمايشي در طول دهه‌هاي اخير همواره فكر برنامه‌ريزان و متخصصان برنامه‌ريزي و توسعه كشور را به خود مشغول كرده و اخيراً از سال 76 مرحله جديد مطالعات آمايش ملي در يك چارچوب جديد و در يك تعامل ملي ـ منطقه‌اي شروع شده و در حال تهيه و تدوين مي‌باشد.

توجه به آمايش سرزمين در دور اخير در واقع مولود وجود نوعي احساس نياز به ديدگاه‌هاي جامع‌نگر، دورنگر و راهبردي بود كه نه تنها به روابط غيربخشي و بين منطقه‌اي نظر داشته باشد بلكه روابط بخشي ـ منطقه‌اي را نيز با خود داشته باشد. اين تفكر را مي‌توان نوعي تحول در مختصات فكري نظام برنامه‌ريزي و اجرايي كشور دانست هرچند اهداف و سياستهاي برنامه‌ريزي ملي از جايي به جاي ديگر و در زمانهاي مختلف متفاوت است اما اين سياستها نوعاً جهت كاستن از شكاف ميان مناطق، توزيع مجدد و يا تغيير الگوي رشد جمعيت و فعاليت اقتصادي در فضا، توسعه مناطق مرز منابع و ارتقاء تخصيص منابع مي‌باشد.

 

 

ضرورت انجام مطالعات آمايشي

بي‌شك غايت اصلي تمام برنامه‌ريزيها رسيدن به توسعه پايدار، تعادل منطقه‌اي، توزيع مناسب فعاليتها و استفاده حداكثر از قابليت‌هاي محيطي در فرايند توسعه مناطق مي‌باشد. تمركز شديد جمعيت و فعاليت‌ها در يك يا چند نقطه جغرافيايي از مشخصه‌هاي بارز اكثر كشورهاي جهان سوم بخصوص ايران است عدم توجه به برنامه‌هاي بلندمدت و تكيه سياستگذاران به برنامه‌هاي توسعه سطحي جهت تحقق شعارهاي خود از موانع اصلي توسعه ناموزون كشور است. بررسي برنامه‌ريزي توسعه در دوران سي ساله قبل از انقلاب نشان مي‌دهد كه به رغم دستيابي به رشد اقتصادي در چند بخش و حتي افزايش چشمگير درآمد سرانه، رژيم گذشته در پيشبرد اهداف توسعه با مشكلاتي مواجه شد. ريشه اين مشكلات عمدتاً ناشي از تنظيم برنامه‌ريزي توسعه با نگرش صرف اقتصادي و بدون توجه به بازتابهاي اجتماعي و منطقه‌اي آن بود كه به نابرابريهاي اجتماعي، اقتصادي و منطقه‌اي به شدت دامن زد و مانع از برخورداري متعادل همه مناطق از مواهب توسعه گرديد. (زالي، 83)

اين نوع نگرش به برنامه‌ريزي و توسعه را مي‌توان مطابق با ديدگاههاي نظريه‌پردازان توسعه در دهه 50 و 60 دانست كه توسعه را به مفهوم رشد تلقي كرده و تنها رشد اقتصادي و افزايش درآمد سرانه را عين توسعه مي‌دانستند.

رژيم گذشته در اوايل دهه 50 شمسي به حساسيت موضوع پي برد و جهت رفع نابرابريها و ايجاد تعادل منطقه‌اي در صدد استفاده از روش برنامه‌ريزي فضاي ملي همگام با برنامه‌هاي اقتصادي گرديد كه بعد از انقلاب نيز در مراحل مختلف پيگيري شد و در حال حاضر نيز يكي از ضرورتهاي توسعه متعادل فضايي در سطح ملي مي‌‌باشد.

در اين خصوص اصول جديد برنامه‌ريزي بر چهار اصل زير استوار است:

-         ويژگي فضايي كه نيازمنديها و ويژگيهاي مكانها در آن مدنظر قرار مي‌گيرد

-         ويژگي پايداري كه بحث پايداري در مقياس كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت مورد توجه قرار مي‌گيرد

-         ويژگي يكپارچگي كه لزوم هماهنگي اهداف و اقدامات را مورد توجه قرار مي‌دهد

-         ويژگي جامعيت كه لزوم توجه به تمام بخشها در يك نگرش سيستمي و جامع را بيان مي‌كند

در اين چارچوب بعد فضا داراي اهميت فراوان است و اصول برنامه‌ريزي فضايي در برگيرنده اصول پايداري، يكپارچگي و جامعيت است. در اين ميان رسالت برنامه آمايش سرزمين رسيدن به عدالت اجتماعي از ديدگاه دسترسي عادلانه و توزيع فضايي دستاوردهاي توسعه، كارايي ناشي از برقراري و تقويت پيوندها و ايجاد يكپارچگي فضايي، تعادل اكولوژيكي و ارتقاء كيفيت زندگي و حفظ و اعتلاي هويت منطقه‌اي است.

بنابراين مي‌توان تهيه طرحهاي آمايش و اجرا كردن آنرا به دلايل زير ضروري دانست.

1-      جهت بهره‌برداري مناسب از امكانات و قابليت‌هاي مناطق

2-      جهت ايجاد تعادل فضايي در پهنه سرزمين

3-      جهت تلفيق ويژگيهاي فرهنگي مناطق در فرايند ملي ـ منطقه‌اي

4-      جهت ايجاد هماهنگي بين بخشهاي مختلف اقتصادي

5-      جهت لحاظ مناسبات جهاني و منطقه‌اي در برنامه‌ريزي

6-      جهت تخصصي كردن و دادن نقش‌هاي محوري به مناطق

و در نهايت جهت ايجاد زمينه براي رشد و توسعه كشور به مفهوم واقعي و استفاده از قابليت‌هاي طبيعي، اجتماعي و اقتصادي در تسريع فرايند توسعه و هدايت صحيح چارچوب توسعه مي‌باشد.


 

زمينه‌هاي قانوني مطالعات آمايش

از مشكلات عمده‌اي كه در نظام برنامه‌ريزي وجود دارد، تفسيرپذيري قوانين مربوط به آن است كه موجب تلقي‌هاي مختلف از قوانين مي‌شود و به دنبال آن در اجرا نيز ناهماهنگيهايي به وجود مي‌آورد. اين امر ايجاب مي‌كند تلقي‌ها، متون و منابع قانوني ناظر بر اين حوزه و حدود اختيارات عوامل موثر دقيقاً بررسي شود. اين بررسي‌ها مي‌تواند به منزله چارچوبي براي اصلاحات مورد نياز در نظام برنامه‌ريزي باشد و تغيير يا اصلاح ساختار برنامه‌ريزي داراي محمل قانوني باشد.

در ماده 72 دولت مكلف شده به منظور توزيع مناسب جمعيت و فعاليتها در پهنه سرزمين با هدف استفاده كارآمد از قابليتها و مزيتهاي كشور با استفاده از مطالعات انجام شده سند ملي آمايش سرزمين را به اجرا درآورد.

در بند الف ماده 74 قرار دادن اسناد ملي آمايش سرزمين و كاربري ملي به عنوان مرجع اصلي هماهنگي‌هاي بين بخشي، بين منطقه‌اي و بخشي ـ منطقه‌اي در تصميم‌گيريهاي اجرايي بيان شده است.

در بند ب ماده 74 نيز: «به هنگام نمودن سند آمايش سرزمين، متناسب با تحولات جهاني و منطقه‌اي، علمي و فني با بهره‌گيري از اطلاعات پايه‌اي و مكاني و تعامل سطوح خرد و كلان منطقه‌اي و بخشي، به گونه‌اي كه برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در سازگاري با سند ملي آمايش سرزمين تنظيم گردد.» مورد اشاره قرار گرفته است.

همچنين در ماده 11 ضوابط ملي آمايش سرزمين اشاره شده كه: «سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور موظف است زمينه استمرار و پويايي مطالعات آمايش سرزمين با سه رويكرد «تاثير تحولات جهاني، منطقه‌اي و داخلي»، «تعميق نگرش بلندمدت و پايدار در راهبردهاي توسعه‌اي كشور»، «تهيه طرح‌هاي ويژه از نظر موضوعي يا محدوده جغرافيايي» فراهم نموده و سازماندهي مطالعات آمايش سرزمين به گونه‌اي صورت پذيرد كه برنامه پنجم و برنامه‌هاي بعدي ميان مدت توسعه كشور به طور كامل بر مبناي سند آمايش سرزمين تهيه شود.»


 

جايگاه آمايش در نظام برنامه‌ريزي كشور

به لحاظ مفهوم آمايش سرزمين ايجاد تعادل بين سه عنصر انسان، فضا و فعاليت تعريف شده و مقولـه آمايش، تلفيقي از سه علم اقتصاد ـ جغرافيا و جامعه‌شناسي است. ظهور رويكرد آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي كشور ماحصل ضرورت‌هايي بود كه از ديرباز در نظام برنامه‌ريزي احساس مي‌شد. اكنون كه بيش از 30 سال از پيدايش اين ايده در نظام برنامه‌ريزي مي‌گذرد فرصت مناسبي است تا سه بار تجربه مطالعات آمايش در كشور به بوته نقد سپرده شود تا از اين طريق بررسي جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي با توجه به الزامات عملياتي و قانوني موجود واقع‌بينانه‌تر صورت پذيرفته و زمينه تنظيم هرچه منطقي‌تر روابط ميان سطوح مختلف برنامه و تعيين جايگاه مناسب براي آمايش سرزمين بوجود آيد.

 آمايش سرزمين به عنوان بالادست‌ترين سند توسعه كشور از جايگاه خاصي در نظام برنامه‌ريزي كشور برخوردار است اگر ابعاد مختلف برنامه‌ريزي و توسعه را در سطوح مختلف بررسي كنيم جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي ايران به روشني قابل تشخيص خواهد بود.

علاوه بر روابط افقي كه در ارتباط ميان نظام برنامه‌ريزي و نظام اجرايي كشور در قالب سطوح مختلف برنامه (اعم از بلندمدت / ميان مدت / كوتاه مدت) وجود دارد، وجود ارتباطاتي عمودي در درون نظام برنامه‌ريزي كه جايگاه هريك از سطوح برنامه را تبيين نموده و چگونگي تاثيرگذاري و تاثيرپذيري اين سطوح را از يكديگر تشريح مي‌نمايد ضروري است. بدون شناخت اين نوع از روابط درك كافي از نحوه عملكرد و وظايف مورد انتظار نظام برنامه‌ريزي نمي‌توان داشت.

براساس تقسيم‌بندي چهار سطح برنامه‌ريزي را مي‌توان از هم تفكيك كرد:

1ـ خرد                      2ـ كلان                      3ـ توسعه   4ـ آمايش

هركدام از سطوح فوق نيز مشخصات و ويژگيهاي خاصي دارند كه آمايش را از ساير سطوح تفكيك مي‌كند.

 

جدول شماره (1): مقايسه رويكرد آمايش با ساير رويكردهاي برنامه‌ريزي از نظر اهداف

اهداف

سطوح

هدف برنامه‌ريزي

خرد

مطلوبيت مصرف‌كننده ـ سود بنگاه ـ تابع رفاه اجتماعي

كلان

دستيابي به سطوح و نرخهاي مورد نظر متغيرهاي كلان اقتصاد كه اين سطوح و شاخصهاي بهينه به تناسب تابع هدف توسعه اقتصادي ـ اجتماعي سياسي در سازگاري با عملكرد اقتصاد خرد انتخاب مي‌گردند.

توسعه

تبيين تابع هدف منسجم اجتماعي كه استراتژي توسعه بلندمدت / ميان‌مدت / و كوتاه مدت را تعيين نموده شاخصهاي توسعه و سطوح بهينه آنها را تبيين مي‌كند.

آمايش

بهره‌وري از منابع و ظرفيت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و محيطي سرزمين

 منبع: مطالعات آمايش سرزمين، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، 83

اهداف تعيين‌شده در برنامه‌ريزيهاي سطوح مختلف حاكي از جايگاه بالاي آمايش بعنوان چارچوب توسعه بلندمدت كشور و در واقع راهنماي تدوين ساير سطوح برنامه‌ريزي است. بهره‌وري از منابع و ظرفيت‌هاي اقتصادي و اجتماعي و محيطي سرزمين هدف اصلي آمايش سرزمين است كه ساير اهداف سطوح توسعه، كلان و خرد را نيز در برمي‌گيرد در واقع رسيدن به هدف آمايش در يك افق بلندمدت 20 ساله مستلزم رسيدن به اهداف برنامه‌هاي 5 ساله، سالانه، بخشي و منطقه‌اي است و ضروري است جهت‌گيري اين برنامه‌ها در راستاي اهداف آمايش صورت گيرد.

از طرف ديگر مطالعه پيامدهاي فضايي هركدام از سطوح فوق در تبيين بهتر جايگاه آمايش در نظام برنامه‌ريزي و در بين سطوح برنامه‌ريزي كمك شاياني خواهد نمود.

 

 

جدول شماره (2): مقايسه رويكرد آمايش با ساير رويكردهاي برنامه‌ريزي از نظر پي‌آمدهاي فضايي

پيامد فضايي

سطوح

پيامدهاي فضايي

خرد

تعامل فعاليت و فضا ـ مكانيابي جهت حداكثر كردن سود بنگاه

كلان

پراكنش غير هماهنگ فعاليت در فضا

توسعه

رابطه انسان ـ فعاليت، پراكنش غير هماهنگ فعاليت در فضا

آمايش

تعامل بين انسان و فعاليت‌هاي انسان در فضا و چيدمان منطقي از استقرار جمعيت و فعاليت در پهنه سرزمين

منبع: همان

 

سازماندهي مناسب فعاليت و انسان در پهنه سرزمين غايت اصلي تمام برنامه‌ريزيها در سطوح مختلف است. اگرچه در سطح خرد مكانيابي جهت حداكثر نمودن سود بنگاه و در واقع جا نمايي بهتر فعاليت‌ها پيامد فضايي اين نوع برنامه‌ريزي مي‌باشد ولي اين جانمايي در راستاي هدف بالاتر يعني چيدمان منطقي فعاليتها در پهنه سرزمين ايفاي نقش مي‌كند به عبارت ديگر فرايند برنامه‌ريزي صحيح و سلسله مراتبي از سطح آمايش ملي شروع و با تدوين برنامه‌هاي ميان مدت توسعه‌اي و برنامه‌ريزي كلان اقتصادي به سطح برنامه‌ريزي خرد منتهي مي‌شود. اتكا به اين سلسله مراتب نه تنها به اجرايي شدن مطالعات كلان و بلندمدت كمك شاياني مي‌كند بلكه روند توسعه كشور را منطقي، هماهنگ و پويا مي‌سازد و عناصر توسعه يك كشور همانند اجزاء يك سيستم يا اندامهاي يك بدن داراي عملكردي تخصصي بوده و چارچوبهاي توسعه مناطق و اهداف بلندمدت آنها متأثر از اهداف بلندمدت ملي بوده و برنامه‌ريزيهاي محلي نيز از چارچوبهاي توسعه منطقه‌اي پيروي خواهند كرد.


بنابراين در رويكردهاي مختلف توسعه نگاه برنامه‌ريز به برنامه‌ريزي متفاوت خواهد بود.

ـ در نگاه خرد نگاه برنامه‌ريز فرايند تصميم‌سازي كارگزاران منفرد اقتصادي است.

ـ نگاه كلان ماحصل تعامل تصميمات كارگزاران اقتصادي در سطح كل فعاليت اقتصادي است.

ـ در نگاه توسعه تعريف اثربخش شاخصهاي توسعه‌يافتگي و رسيدن به آن در فرايند پايدار مدنظر مي‌باشد.

و در نگاه آمايش مهندسي ترتيبات بهره‌وري بهينه از ظرفيتهاي اجتماعي و طبيعي مدنظر مي‌باشد.

 

بسته به آنكه چه حدي از تاثيرگذاري آمايش را بر نظام برنامه‌ريزي كشور مي‌پذيريم نحوه استفاده از اسناد آمايشي در تنظيم روابط سرزميني بخش‌ها تفاوت مي‌كند. در يك تعبير نسبتاً محدود مي‌توان آمايش را صرفاً به منظور شناسايي تاثيرات فضايي و جغرافيايي جهت‌گيري‌هاي برنامه به كار گرفت و در يك تعبير نسبتاً وسيع‌تر مي‌توان انتظارات برنامه‌ريزان در زمينه تلفيق ديدگاه‌هاي سرزميني يا بخشي و ايجاد هماهنگي‌هاي بين‌بخشي، بين‌منطقه‌اي و بخشي ـ منطقه‌اي را با استفاده از رويكرد آمايشي برآورده ساخت. گونه‌بندي و شناسايي مجموعه رويكردهاي ممكن در اين زمينه به تعديل انتظارات برنامه‌ريزان از آمايش سرزمين و به طور متقابل آمايش‌گران از نظام برنامه‌ريزي كمك مي‌كند.

 برنامه‌ريزي توسعه اجتماعي و اقتصادي در قالب يك فرايند سلسله مراتبي و منطقي برنامه‌ريزي، متأثر از مطالعات توسعه فضايي و آمايش ملي است. در واقع مي‌توان گفت هدف نهايي برنامه‌ريزي توسعه فضايي و آمايش سرزمين برنامه‌ريزي توسعه اجتماعي است. در سلسله مراتب فوق بعد از تهيه طرح آمايش ملي و تعيين نقش مناطق، طرح پايه آمايش استان و شهرستان تدوين و با تحليل مراكز زيست و فعاليت تدوين برنامه‌ريزي توسعه اقتصادي محلي، منطقه‌اي و ملي نيز شروع مي‌گردد.

طراحي نظام برنامه‌ريزي مبتني بر آمايش سرزمين و ارتقاء جايگاه آمايش سرزمين به عنوان بالادست‌ترين سند توسعه بلندمدت كشور در راستاي اعتلاي نظام برنامه‌ريزي كشور از طريق نهادينه‌سازي رويكرد آمايشي در بدنه نظام برنامه‌ريزي به منظور تنظيم رابطه ديدگاههاي درازمدت و ميان‌مدت و تنظيم روابط بين برنامه‌ريزي بخشي و منطقه‌اي و تعيين نقش و جايگاه بخش‌هاي مختلف و عرصه‌هاي مختلف جغرافيايي در چارچوب مباني آمايش سرزمين صورت مي‌گيرد.

در واقع آمايش و اسناد آن در سطح ملي يك سند بالادست در افق بلندمدت 20 ساله است كه اصولاً جهت تحقق اهداف و آرمانهاي آن بايد تمام برنامه‌ريزيهاي سطح پايين آن با استناد به اين اسناد تهيه و نهايتاً به مرحله اجرا برسد.

 

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري

تجربه دو بار برنامه‌ريزي آمايش ملي قبل و بعد از انقلاب دستمايه گرانبها و انباشت دانش آمايشي ارزشمندي در نظام برنامه‌ريزي، بدنه كارشناسي و سابقه برنامه‌ريزي كشور بوده است دور اخير مطالعات آمايش ملي كه به همت مركز ملي آمايش از سال 76 شروع شده در واقع مولود نوعي احساس نياز به ديدگاههاي جامع و راهبردي در سيستم برنامه‌ريزي كشور است. ضرورت انجام اين مطالعات و اجرايي كردن آنها بر كسي پوشيده نيست چرا كه سازمان فضايي كشور حاكي از تمركز شديد جمعيت و فعاليت در يك يا چند نقطه جغرافيايي است و ضروري است ضمن شناسايي قابليتهاي توسعه مناطق مختلف و تعيين نقش‌هاي تخصيصي توسعه مناطق در توزيع جمعيت و فعاليت‌ها تعادل نسبي ايجاد كرد. اهميت مطالعات آمايش به چارچوب بندي كردن فرايند توسعه كشور و مناطق در يك افق بلندمدت است بطوريكه هريك از مناطق جهت رسيدن به هدف ملي و ايفاي نقش ملي در فرايند توسعه كشور مشاركت مي‌كنند نه صرفاً ايفاي نقش منطقه‌اي در توسعه. برهمين اساس جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه‌ريزي كشور بسيار حياتي بوده و هدف آن بهره‌وري بهينه از منابع و ظرفيت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و محيطي سرزمين مي‌باشد كه در مقايسه با ساير سطوح برنامه‌هاي (خرد، كلان، توسعه‌اي) داراي هدفي جامع‌تر و راهبردي‌تر است. پيامد فضايي آمايش نيز متفاوت از پيامد فضايي ساير سطوح برنامه‌ريزي است در واقع پيامد فضايي آمايش تعامل بين انسان و فعاليت‌هاي انسان در فضا و چيدمان منطقي از استقرار جمعيت و فعاليت در پهنه سرزمين مي‌باشد و نقش آن در ساير برنامه‌ريزيها به نحوي است كه تمام برنامه‌هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي در سطوح مختلف جغرافيايي متأثر از آن مي‌باشند.

با عنايت به اينكه در كشور، مطالعات بلندمدت معمولاً بصورت اجرايي در نمي‌آيند ضروري است به پياده كردن نظام پايش و ارزشيابي به مثابه ابزاري مديريتي براي تقويت يا تصحيح فعاليتها و نيز حصول اطمينان از تحقق اهداف آمايش، اقدام كرد. پايش و ارزشيابي، عليرغم پيشينه نسبتاً طولاني برنامه‌ريزي در كشور تاكنون جايگاه لازم را نيافته است و به همين دليل ضعف‌هاي مسير توسعه به نحو نظام‌مند شناسايي نشده است و بازخورد آن در نظام برنامه‌ريزي و توسعه انعكاس نيافته است تا اقدامات لازم در قبال آنها اتخاذ گردد. از اين روست كه با وجود تهيه طرحهاي بلندمدت توسعه كمبودهاي مزبور همچون حلقه مفقوده‌اي در مجموعه نظام برنامه‌ريزي و اجرايي كشور پابرجا مانده است. اكنون با توجه به تصميمات اتخاذشده مبني بر بكارگيري آمايش در طراحي برنامه پنجم ضروري است نظام صحيح پايش مداوم آمايش در دستور كار سازمانها و نهادهاي برنامه‌ريز قرار گيرد.

 

 


نقدي بر رويكرد جديد مطالعات آمايش ملي
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٥/۳/۱٦  

مقدمه

دور جديد مطالعات آمايش سرزمين كه دو بار تجربه عملي و دانش آمايشي تهيه و تدوين را به عنوان پشتوانه فكري با خود دارد در سالهاي اخير شروع شده و با رويكردي جديد به مفهوم برنامه‌ريزي تلاش دارد با استفاده از تجربه مطالعه قبلي، برنامه‌ريزي علمي، منطقي و مناسب براي افق 1404 در يك مقياس كلان ملي و منطقه‌اي تهيه و از اول برنامه پنجم به مرحله اجرا درآورد. در همين خصوص مركز ملي آمايش با تهيه ضوابط ملي آمايش سرزمين در افق 1404 و تعيين محورهاي توسعه ملي و استاني، نظريه پايه توسعه استانها را تدوين و جهت تهيه طرح آمايش به استانها ابلاغ كرده است. متعاقب ابلاغ اين نظريه شرح خدمات تفصيلي مطالعات آمايش استانها نيز تهيه و به عنوان شرح خدمات تيپ به همه استانها ارسال گرديده و استانها موظف گرديده‌اند براساس اين شرح خدمات طرح آمايش استان را تهيه و به مركز ملي آمايش ارسال دارند.

واقعيت اين است فرايند در نظر گرفته شده جهت تهيه طرح آمايش ملي و استاني شايد داراي هيچ پشتوانه علمي، نظري و تجربي نباشد و تنها تجربه جديدي باشد كه دانش آمايشي كارشناسان را در بدنه برنامه‌ريزي كشور تقويت نموده و سابقه مطالعات مرتبط با طرحهاي توسعه ملي و منطقه‌اي را در مقياس كتابخانه‌اي تقويت كند. انتظار مي‌رفت دور جديد مطالعات آمايش با توجه به تجربه ناموفق مطالعات قبلي توجه بيشتري به برنامه‌ريزي در مقياس منطقه‌اي داشته باشد و منطقه را به مفهوم و ابعاد واقعي آن مورد استفاده قرار دهد. مطلب حاضر نقدي است به رويكرد جديد مطالعات آمايش كه به مهمترين مسائل مطرح در خصوص مطالعات آمايش و فرايندهاي آن مي‌پردازد.

مفهوم منطقه ... كدامين معيار؟

وقتي بحث از مطالعات آمايش صورت مي‌گيرد اولين موضوعي كه بي‌درنگ به ذهن خطور مي‌كند منطقه‌بندي، توانهاي اكولوژيكي و تدوين برنامه‌ها در سطوح ملي ـ منطقه‌اي و محلي است. منطقه‌بندي از محوري‌ترين بحثهاي آمايش سرزمين است كه در مطالعات اخير آمايش سرزمين از مفهوم واقعي خود خارج شده و به جاي منطقه‌بندي كشور براساس ويژگيهاي همگن جغرافيايي، اقتصادي و اجتماعي، 8 منطقه نظارتي بر مطالعات آمايش استانها تعريف شده كه هيچ تطابقي با وظايف مناطق در آمايش ندارد و صرفاً جهت هماهنگي استانها با كارشناسان دفتر آمايش و توسعه پايدار تعريف گرديده است. سؤال اينجاست واقعاً برداشت ما از مفهوم منطقه چيست؟ آيا منظور، منطقه عملكردي (Functional region) است، منطقه همگن (homogenous region) است، منطقه برنامه‌ريزي (programming region) است يا به مفهوم جديد آن منطقه نظارتي!! جدا از آن اصلاً هدف ما از منطقه‌بندي در مطالعات آمايش چيست؟

براي روشن شدن موضوع منطقه و مفهوم آن در مطالعات آمايش كه ساليان سال بين اقتصاددانان و برنامه‌ريزان شهري با برداشتي متفاوت طرح گرديده ضروري است مفهوم منطقه به دقت مورد كنكاش قرار گيرد.

نظريه‌پردازان توسعه منطقه‌اي، منطقه را محدوده‌اي مشخص با كاركردهاي همسان و شرايط و ويژگيهاي جغرافيايي، انساني و اجتماعي مشترك مي‌دانند كه همگني ويژگي بارز آن است و اقسام مختلفي از قبيل منطقه عملكردي، منطقه همگن (متجانس) و منطقه برنامه‌ريزي را شامل مي‌شود كه هركدام ويژگي خاص خود را دارند ولي وجه مشترك آنها همگني و شباهت در ويژگيهاي اقتصادي و اجتماعي و طبيعي بدون توجه صرف به مرزهاي سياسي و اداري است.

بدين‌ترتيب منطقه عملكردي، محدوده‌اي جغرافيايي است كه براساس سنجه‌هايي منتخب، داراي عملكرد يكسان مي‌باشد و معيار آن تحليل جريانهاي اقتصادي و اجتماعي است. منطقه همگن آن، محدوده جغرافيايي است كه از نظر ويژگيهاي خاص جغرافيايي و اقتصادي داراي شرايط همگن هستند و معيار آن بيشتر ويژگيهاي جغرافيايي است. تركيبي از اين دو نوع منطقه‌بندي چارچوب مفيدي براي تعيين مناطق برنامه‌ريزي را فراهم مي‌آورد. لوئيس كيبل منطقه برنامه‌ريزي را آن‌چنان محدوده‌اي تعريف كرده كه به اندازه‌اي وسيع است كه ارتباطات عملكردي و همگني‌هاي دروني آن، توزيع جمعيت و فعاليت را در پهنه آن همگن مي‌سازد، و در عين حال به اندازه‌اي محدود است كه بتوان همه مسائل برنامه‌ريزي آن را، يك‌جا ديد و حل كرد. بر همين اساس كليسون منطقه برنامه‌ريزي را واجد شرايط زير مي‌داند:

-       ساختار اقتصادي ـ اجتماعي و فضايي همگن يا به هم پيوسته‌اي داشته باشد.

-       دست كم واجد يك مركز رشد باشد.

-  در حل مشكلات اقتصادي و برنامه‌ريزي داراي وحدت رويه بوده و در اجراي تصميمات و برنامه‌ها تمركز داشته باشد.

-  وسعت آن به حدي باشد كه بتوان برنامه‌هايي براي سامان دادن توزيع انسانها و فعاليت‌ها، و اجراي طرح‌هايي در مقياس وسيع اقتصادي تدوين و اجرا كرد.

اگرچه در اين منطقة برنامه‌ريزي از مرزهاي سياسي نيز جهت منطقه‌بندي استفاده مي‌شود ولي لزوماً استانهاي يك كشور هركدام يك منطقه محسوب نمي‌گردند بلكه ممكن است چند استان يك منطقه و يا يك استان مستقلاً يك منطقه برنامه‌ريزي تعريف گردد.

پس همگني در شرايط و ويژگيها، معيار اصلي و پايه‌اي منطقه‌بندي است و ضروري است جهت اجرايي كردن مطالعات آمايش ملي، برش منطقه‌اي آن با تعريف و تعيين دقيق منطقه، تجزيه و تحليل منطقه و تدوين استراتژيهاي توسعه منطقه پيگيري شود.

برنامه چهارم توسعه اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي كشور محمل قانوني آنرا نيز فراهم ساخته و لزوم منطقه‌بندي كشور از ديدگاه آمايش سرزمين را در ماده 77 بيان كرده و به دولت اجازه داده است به منظور هماهنگي در امور عمراني و توسعه‌اي بين استاني نسبت به منطقه‌بندي كشور از ديدگاه آمايش سرزمين و ايجاد نهادهاي هماهنگ كننده و تعيين وظايف آنها در سطح فرا استاني اقدام نمايد.

حال مركز ملي آمايش چگونه اين وظيفه سنگين و اصل محوري آمايش را تنها در قالب يك كارگروه نظارتي تعريف كرده سؤالي است كه ذهن كارشناسان و متخصصين امر برنامه‌ريزي و توسعه را در استانها به خود مشغول داشته است.

منطقه‌بندي به چه منظور؟

واقعيت اين است ساز و كارهاي اجرايي و اداري آمايش ملي مطابق با ساز و كارهاي اجرايي و اداري كشور نيست از يك طرف ظاهراً مطالعات آمايش مبتني بر منطقه‌بندي طراحي شده و سطح كشور به 8 منطقه نظارتي تقسيم شده ولي بدون توجه به اين مناطق نظارتي، نظريه پايه توسعه به تفكيك براي 30 استان تهيه و ابلاغ شده است بدون آنكه سطح منطقه‌اي نظريه پايه توسعه ملي لحاظ گردد. آيا واقعاً استانهاي واقع در يك منطقه ـ به زعم طرح آمايش ملي ـ داراي اهداف مشترك و هماهنگي در نظريه پايه توسعه هستند يا موقعيت هركدام از استانها صرفاً در ارتباط با مركز كشور تعريف و تعيين شده و تعاملات منطقه‌اي آنها ناديده گرفته شده است. سوال اينجاست آيا در آمايش ملي منطقه‌بندي صورت گرفته است؟ اگر منطقه‌بندي صورت گرفته است براي چه منظوري منطقه‌بندي كرده‌ايم؟ در كجا از اين منطقه‌بندي استفاده كرده‌ايم؟ نظريه پايه توسعه منطقه‌اي كجا ارائه شده است؟ آيا بهتر نبود به جاي نظريه پايه توسعه استانها نظريه پايه توسعه منطقه‌اي تدوين كنيم و تدوين نظريه پايه توسعه استان را به خود مناطق واگذار كنيم يا حداكثر چارچوبهاي كلي استان را مشخص كنيم. اگر استانهاي اردبيل، آذربايجان‌شرقي و آذربايجان‌غربي و زنجان يك منطقه همگن اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي محسوب مي‌شوند اهداف مشترك و چشم‌انداز مشترك اين منطقه چيست؟ اين استانها داراي چه پيوندهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي هستند؟ و اصولاً چه قرابتي بين نظريه پايه توسعه اين چهار استان وجود دارد؟ آيا استان قم با آن محدوده كوچك بعنوان يك شهر ـ استان قابليت برنامه‌ريزي در سطح منطقه‌اي را دارد؟ يا اصلاً اين استان مي‌تواند يك منطقه‌ برنامه‌ريزي باشد؟ و تأثيرات متروپل تهران در آن لحاظ شده است؟ و آيا اصلاً و منطقاً برنامه آمايش تهران بايد بدون قم ـ قزوين و استانهاي شمالي تدوين گردد؟ آيا اينها يك مجموعه عملكردي و متاثر از هم نيستند؟

در شرايط فعليِ نظام برنامه‌ريزي كشور، پرداختن به سطح استاني بلافاصله بعد از سطح ملي صورت مي‌پذيرد. نظام موجود تقسيمات كشوري، متشكل از استان، شهرستان و بخش با الزامات توسعه منطقه‌اي سازگاري كامل ندارد. در حالي كه تقسيمات كوچك‌تر، دسترسي مستقيم‌تري به بودجه دولت و درجه بيشتري از مشاركت محلي را در تصميم‌گيريهاي اقتصادي تضيمن مي‌كند، تمايل به افزايش تقسيمات كشوري در تمامي مناطق كشور مشاهده مي‌شود، اما نيازهاي برنامه‌اي و آمايش كشور مستلزم پهنه‌بندي‌هاي وسيع‌تر و تعيين مناطق همگون و داراي عملكرد متقابل و به‌هم پيوسته‌اي است كه استان‌ها و شهرستان‌هاي مجاور را به هم پيوند مي‌زند. حال چگونه مركز ملي آمايش تقسيمات سياسي كشور را كه صرفاً براساس يكسري مصلحتهاي سياسي ترسيم شده‌اند عين منطقه‌بندي دانسته و آنرا مبناي برنامه‌ريزي منطقه‌اي قرار داده است سؤالي است كه ذهن كارشناسان را به خود مشغول داشته است.

شرح خدمات (تهيه در مقياس ملي، تدوين در مقياس محلي، اجرا در مقياس؟)

يكي از اساسي‌ترين و مهمترين بخشهاي مطالعات آمايش تهيه شرح خدمات مطالعات مي‌باشد كه بايد مبتني بر تبيين هدف مطالعه، مقياس آن و الزامات اجرايي منطبق بر واقعيات جامعه ‌باشد. تجربه دو بار تهيه مطالعات آمايش در كشور مي‌تواند چارچوب كلي اين مطالعات را مشخص مي‌كند و دور اخير اين مطالعات نيز با تغييرات محسوسي در بنيانهاي فكري و انتظام اجرايي آنها شروع شده كه حقيقتاً حاكي از تحولي جديد در نظام برنامه‌ريزي كشور مبتني بر يك روش كاملاً جديد و ابتكاري و بدون سابقه جهاني است.

مروري كلي بر سرفصلهاي شرح خدمات حاكي از گسست ساختاري مباني نظري از ساير بخشهاي اين طرح است گواينكه مباني نظري اين مطالعه كه مبتني بر منطقه‌بندي كشور ـ آنهم از نوع نظارتي ـ است. صرفاً جهت انجام تشريفات صورت گرفته و در عمل هيچ محلي از اعراب ندارد. از طرف ديگر به نظر مي‌رسد محتواي شرح خدمات تركيبي از ويژگيهاي ملي، منطقه‌اي و محلي را در خود دارد كه مقرر گرديده تمام ابعاد اين قضيه در استانها تهيه و تدوين گردد. در اين خصوص ذكر چند نكته مهم ضروري است:

اولاً بخش عمده‌اي از اين شرح خدمات مبتني بر ملاحظات سياسي، دفاعي و امنيتي تهيه شده است به عبارت ديگر وزن ملاحظات دفاعي و امنيتي نسبت به ماهيت مطالعات آمايش در مقياس استاني بسيار زياد است و اصولاً پرداختن به ريز مباحث امنيتي و دفاعي نه تنها در حيطه استان قابل طرح نيست بلكه مستلزم اطلاع از سياستهاي ملي در خصوص كشورهاي همسايه و افق روابط بين‌المللي است و اين بخش از مطالعات با توجه به اينكه سياستهاي كلي نظام در روابط بين‌الملل آنهم در افق بلندمدت براي استانها تعريف نشده به هيچ وجه در مقياس استاني قابل انجام نخواهد بود.

ثانياً تعاملات منطقه‌اي در اين شرح خدمات ديده نشده و اصلاً مشخص نيست در طراحي و تدوين برخي فعاليتهاي با عملكرد منطقه‌اي مثل شبكه‌هاي زيربنايي چگونه بايد هماهنگي‌هاي لازم بين استانهاي همجوار صورت گيرد در اين خصوص مسئوليت تناقض‌هاي منطقه‌اي در نهايت به عهده كيست؟ و قاعدتاً چگونه و تحت چه ساز و كاري بايد استانهاي شمالغرب كشور بعنوان يك منطقه همگن داراي شبكه زيربنايي يكپارچه و متصل باشند نه منفصل؟ آيا قرار است بزرگراههاي استان x به جاده‌هاي روستايي استان y منتهي شود!! كدام نهاد منطقه‌اي مسئوليت اين هماهنگي‌ها را به عهده دارد؟ با سيستم فعلي برنامه‌ريزي چه لزوم و ضرورت قانوني وجود دارد كه استان‌هاي منطقه شمالغرب كشور را به طراحي شبكه ارتباطي يكپارچه و سلسله مراتبي متعهد بكند؟

از طرف ديگر آيا تاثيرات عملكردي كلانشهر تبريز در مطالعات آمايش استان‌هاي همجوار لحاظ خواهد شد؟ آيا تاثيرات اقتصادي بزرگراه ترانزيتي تهران ـ تبريز ـ جلفا و بازرگان در استانهاي همجوار بررسي خواهد شد؟ اينها سؤالاتي است كه در فرايند فعلي مطالعات امكان پاسخ مثبت به آنها وجود ندارد.

ثالثاً مطالعات آمايش در سطوح ملي و منطقه‌اي كاري تخصصي، حرفه‌اي و كاملاً فني است و نيازمند تعريف گروه كاري توانمند و حرفه‌اي در سطح استانهاست اينكه تاكنون در سطح استانها طرح آمايش مطالعه نشده به نظر مي‌رسد كار تهيه اين طرح در بسياري از استانها با مشكل مواجه شود زيرا نه تنها تجربه مشخصي از اين طرح در استانها وجود ندارد بلكه آموزش به موقع نيز توسط دفتر آمايش صورت نگرفته و هنوز استانها به مفاهيم اوليه و اصول و اهداف آمايش آشنايي كافي ندارند و انتظار تدوين طرح آمايش استان با اين  بدنه ضعيف كارشناسي غيرمنطقي به نظر مي‌رسد.

رابعاً طرح كالبدي ملي و منطقه‌اي يكي از طرحهاي كلان و مرتبط با آمايش سرزمين است كه در دست تهيه مي‌باشد و بخش عمده‌اي از مطالعات آن انجام شده است. اين شرح خدمات چه قرابتي با مطالعات طرح كالبدي ملي دارد و در كدام بخش آن از نتايج اين مطالعات بهره گرفته شده است؟ مطالعات طرح كالبدي و طرح آمايش در واقع مكمل يكديگر هستند ولي متأسفانه نظام برنامه‌ريزي ما در سطح كلان متولي هماهنگ كننده ندارد و تمام سازمانها، ارگانها و نهادها خود را برنامه‌ريز، مدير و مجري مي‌دانند و هنوز بعد از سالها بحث بين سازمان مسكن و شهرسازي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در خصوص مطالعات كالبدي ملي و مطالعات آمايش سرزمين و تفكيك آن به دو سازمان مذكور، حلقه‌هاي هماهنگي بين اين دو طرح در نظام برنامه‌ريزي كشور مفقود مانده و دو سازمان مذكور صرفاً خود را تهيه كننده اين طرح‌ها مي‌دانند در حاليكه انتظار مي‌رود مطالعات آمايش به بحث توانهاي اكولوژيك سرزمين و توان بارگذاري جمعيت و فعاليتها در پهنه سرزمين بپردازد و طرح كالبدي مصداقهاي آنرا پيگيري و نسبت به مكان‌يابي فعاليتها بر اساس نتايج آمايش سرزمين اقدام كند.

واقعيت اين است كه به نظر مي‌رسد مركز ملي آمايش سخت‌ترين راه را براي تهيه طرح آمايش انتخاب كرده است. هماهنگي مطالعات آمايش 30 استان و استخراج تناقضات و تشابهات منطقه‌اي و ملي آنها كاري بس دشوار و پيچيده است و به نظر مي‌رسد مطالعات آمايش 8 منطقة برنامه‌ريزي بسيار آسانتر، منطقي‌تر و حداقل علمي‌تر و البته عملي‌تر قابل تدوين و تلفيق مي‌باشد.

مقصدمان كجاست؟ بازگشت به مبدأ!!!

جهان با چنان سرعتي فرايند توسعه را طي مي‌كند كه خطاي برنامه‌ريزي در آن بخصوص در كشوري مثل ايران نابخشودني است در جهاني كه علم بشر در اندك زمان 3-2 ماهه دو برابر مي‌شود و در هر روز آن 400 عنوان كتاب علمي جديد منتشر مي‌شود تكيه بر فرايندهاي برنامه‌ريزي سنتي و متمركز نه تنها كمكي به توسعه و تعادل فضايي در كشور نمي‌كند بلكه ما را به سمتي هدايت مي‌كند كه بعد از 20 سال به جاي رسيدن به مقصد رؤيايي به همان مبدأ واقعي و امروزي برگرديم و چه بسا ديگر جهان توسعه يافته آنروزي روياي دست نيافتني ما باشد.

جامعه ما از نظام برنامه‌ريزي و برنامه‌ريزان كشور انتظار دارد بعد از تجربه نيم قرن برنامه‌ريزي و تهيه و تدوين انواع برنامه‌هاي توسعه در مقياسهاي ملي ـ منطقه‌اي و محلي، برنامه‌اي اصولي، منطقي، علمي، واقع بين و البته قابل اجرا ارائه نمايد. كشورهايي كه برنامه‌ريزي را با ما يا بعد از ما شروع كرده‌اند فرايند توسعه را بسيار سريعتر از ما طي كرده‌اند و هنوز كشور ما در پيچ و خم تمرين برنامه‌ريزي و آزمون و خطاي روشهاي برنامه‌ريزي گرفتار آمده و هنوز نتوانسته به نظام برنامه‌ريزي مشخصي تكيه دهد. آيا 20 سال ديگر موانع اداري، عدم امكان تلفيق آمايش استانها، مشكلات اقتصادي و نبود برنامه‌ريزي صحيح را مانع اجراي طرح آمايش كشور عنوان خواهيم كرد؟

آيا كشور ما اينقدر توانايي مالي دارد كه سرمايه‌هاي مادي و معنوي مردم را صرف تمرين برنامه‌ريزي در كشور كند؟ آيا منطقي است در نظام برنامه‌ريزي كشور مبتني بر آمايش سرزمين، تصميم‌گيريهاي لازم در خصوص فرايند مطالعات آمايش اتخاذ گردد و بعد جهت توجيه اين فرايند همايش آمايش سرزمين را برگزار كنيم؟ اين فرايند تعريف شده در كدام مرجع علمي به چالش كشيده شده است؟ و اصولاً نتايج اين همايش ـ اگر تنها توجيه نباشد ـ در كجاي اين مطالعات مورد استفاده قرار خواهد گرفت؟ «طوفان فكر» مطرح شده توسط مركز ملي آمايش در خصوص طرح آمايش ملي چگونه جمع‌بندي شده است؟ آيا در اين «طوفان انديشه» نظرات كارشناسي استانها در خصوص شرح خدمات و فرايند مطالعات تنها جهت انجام تشريفات بوده است؟ چرا نظرات هيچ كدام از استانها در شرح خدمات اعمال نشده است؟ آيا نظرات كارشناسي استانها جزء اين طوفان انديشه نيستند؟ يا بهتر نبود به جاي طرح «طوفان فكر» در طراحي مطالعات آمايش كه برگرفته از نظرات جميع صاحبنظران و كارشناسان يك حوزه تخصصي است و معمولاً با برگزاري همايشها و هم‌انديشيها صورت مي‌گيرد از اصطلاح «گردباد فكر» كه در محدوده كوچكي و ميان چند عده معدود صورت مي‌گيرد استفاده مي‌كرديم؟ چرا هنوز هم با اينكه همه به دنبال تمركززدايي هستيم هنوز فكر تمركزگرايي رهايمان نمي‌كند؟ چرا در سمينار آمايش سرزمين در مشهد كسي حاضر نشد به سوالات استانها در خصوص مطالعات آمايش جواب دهد و يا حتي كسي حاضر نشد سؤالات مطرح شده را يادداشت كند؟ مركز ملي آمايش چگونه انتظار دارد با اين همه انتقاد به مباني، فرايند و شرح خدمات مطالعات، اين طرح در استانها براساس يك برنامه زمانبندي شده اجرا شود؟ و چرا ...؟؟؟

در نهايت اينكه اتكا به قانون و قانونمدار بودن و داشتن كمي وجدان كاري ـ براساس فرمايشات مقام معظم رهبري ـ و احساس مسئوليت نسبت به مسئوليت خيلي از مشكلات را حل خواهد كرد. قانون برنامه چهارم توسعه الزامات قانوني و چارچوب توسعه مطالعات بلندمدت را مشخص كرده است. ولي كشور ما جهت تحول در ساختار نظام برنامه‌ريزي و اصلاح آن با خلاء قانوني مواجه نيست بلكه با خلاء دانش مديريتي و همچنين ابزار مديريت منطقه‌اي و فرا استاني مواجه است.

و چند پيشنهاد:

-  انتظار مي‌رود براساس مطالعات مربوط به توان اكولوژيكي پهنه سرزمين در سطح ملي و ويژگيهاي اقتصادي،

اجتماعي و فرهنگي، مناطق همگن بعنوان مناطق برنامه‌ريزي بصورت دقيق و علمي تعريف گردد.

-  انتظار مي‌رود براساس ضوابط آمايش ملي و سياستهاي كلان نظام جمهوري اسلامي ايران و سند چشم‌انداز توسعه، نظريه پايه توسعه منطقه‌اي با حضور مديران و برنامه‌ريزان استانهاي هر منطقه تدوين گردد.

-  انتظار مي‌رود مركز ملي آمايش ضمن هماهنگي با استانهاي منطقه جهت تشكيل تيم توانمند كارشناسي، آموزشهاي مداوم جهت القاي تفكر آمايش همسان به بدنه كارشناسي مناطق اقدام جدي داشته باشد.

-  انتظار مي‌رود شرح خدمات تيپ تهيه شده براي استانها مورد بازنگري جدي قرار گيرد و براي مقياس منطقه‌اي تهيه و تدوين گردد.

-  انتظار مي‌رود با استناد به قانون برنامه چهارم توسعه، ساز و كار اجرايي فرا استاني و منطقه‌اي مورد نياز جهت انجام مطالعات و اجراي آن فراهم گردد.

-  انتظار مي‌رود در مطالعات آمايش سرزمين در مقياسهاي مختلف هماهنگي‌هاي لازم با طرح كالبدي ملي بخصوص در بخش منطقه‌‌بندي جهت تطابق مطالعات صورت گيرد.

-  انتظار مي‌رود تعامل دو طرفه بين مركز و استانها وجود داشته باشد و استانها صرفاً مجري خواسته‌هاي مركز نباشند و نظرات آنها نيز كه به واقعيت مطالعات بيشتر نزديك هستند اعمال شود.

و در نهايت اينكه تمرين برنامه‌ريزي ديگر براي ما خيلي دير است كمي واقع‌بين باشيم.